خرداد، این خرداد لعنتی
امروز حدود ساعت یازده دوازده ظهر که مسنجرم را باز کردم با لیستی از آدمها روبهرو شدم که نبودند. یادم اُفتاد که دو، سه سال پیش در چنین روزها و چنین ساعتهایی همه آنلاین بودیم. چت میکردیم. از همهچیز حرف میزدیم. از امتحانات و عاشقی و اینجور چیزها.
+ نوشته شده در جمعه دهم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 0:32 توسط معین
|